اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
37
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
ابن جراح درگذشت و عياض بن غنم فهرى را بر حمص و آنچه از قنسرين بدان وابسته بود ، و معاذ بن جبل را بر اردن بجانشينى خود گماشت . معاذ بن جبل چند روزى بيش نماند و بدرود زندگى گفت و يزيد بن ابى سفيان و شرحبيل بن حسنه نيز بمردند . پس عمر معاويه را بجاى يزيد نهاد . و در آن سال در طاعون عمواس بيست و پنج هزار بجز آنان كه بشمار نيامدند ، مردند و نرخ گران شد و مردم دست باحتكار زدند ، پس عمر از احتكار جلو گرفت . و در اين سال فضل بن عباس بن عبد المطلب در فلسطين وفات كرد و فلسطين فتح شده بود مگر قيساريه كه معاوية بن ابى سفيان دست به كار فتح آن بود و در سال 18 آن را گشود با اينكه بقولى هشتاد هزار مرد جنگى در آن بود ، و دو مرد از جذام براى بشارت نزد عمر فرستاد ، سپس مردى از خثعم بنام زهير در پى آن دو گسيل داشت و به او گفت : اگر بتوانى از دو مرد جذامى پيش روى چنان كن . پس خثعمى بر آن دو كه خوابيده بودند گذشت و بر ايشان پيشى گرفت و شبانه به مدينه درآمد و نزد عمر رفت و او را خبر داد . پس تكبير گفت و خدا را ستود ، سپس بسوى مسجد رفت و فرمود آتشى آوردند آنگاه خدا را ستود و فتح قيساريه را به آنان اعلام نمود . سعد بن ابى وقاص پس از سه سال اقامت ، از مدائن به عمر نامه اى نوشت و او را از فراهم آمدن پارسيان در جلولا كه قريه است از قراى سواد نزديك حلوان آگاه ساخت و به او نوشت كه با همراهان خويش نبرد با ايشان را آماده شود و عبد الله بن مسعود را فرستاد و در مدائن بجاى سعد نهاد و بقولى سلمان را فرماندار مدائن كرد و ابن مسعود بانان درس فقه و علم دين مىآموخت . پس جنگ جلولا در سال 19 [ 1 ] بانجام رسيد ، پس پيوسته با آنان نبرد مىكرد تا خداى فتح را بر دست
--> [ 1 ] طبرى ج 3 ص 133 ، سال 16 ، فتوح البلدان ص 265 ، آخر سال 16 .